مروری بر راههای رسیدن به شهرت یک شبه خواننده ها؛

همیشه پای یک خبرنگار نما در میان است

همیشه پای یک خبرنگار نما در میان است

نوای فارس-سام یغموری: موضوعی که این روزها گریبان جامعه موسیقی را گرفته است، وجود شایعاتی است که حول خواننده ها می چرخد. شایعاتی که یا برایشان درست می کنند و یا خودشان به آنها دامن می زنند. در این باره خواندن یادداشتی که چندی پیش از سوی کافه آرت منتشر شده بود، خالی از لطف نیست.

هر کس برای این شهرت تلاش می کند تا دست کم  با خود را به شکلی متفاوت نشان دهد زیرا به گفته ای ایجاد تفاوت منجر به ماندگاری شهرت هنرمندان می شود. چنین مقوله ای در تمامی کشورهای دنیا از اروپا گرفته تا امریکا و حتی در آسیا مورد توجه بوده وهمواره از آن استقبال فراوانی شده است. آنها دلیلی برای خاص بودن می خواهند و همین که لباسشان ، مدل مویشان، نحوه برخوردشان ، شیوه زندگیشان و … با دیگران فرق داشته باشد، کافی است ! اما این تفاوتها تا جایی پاسخگو است که نیازهای عاطفی آنها برطرف شود. به محض اینکه این متفاوت بودن در معرض دید قرار گیرد و به عنوان مد از آنها پیروی شود به سادگی رنگ می بازد و افراد مجبور به پیداکردن راهی جدید می شوند تا به قولی نمایان شوند و سری در سرها در بیاورند. این مساله گاه به اشتباه منجر به اتنخاب راههایی می شود که به عنوان ابزاری برای سواستفاده از عواطف و احساسات مردم تلقی می شود ؛ چیزی که امروزه در جوامع هنری کم نیست!

 

کمی مردن برای شهرت

 

«فلانی به کما رفته است ،مریض است، تومور دارد ، تصادف کرده است و ....». این روزها به وفور چنین جمله ای و جملاتی مشابه به دروغ شنیده می شود. از این جمله خبری را می توان در نگاه اول یک اتفاق قلمداد کرد اما وقتی پای عواطف مردم و مخاطبانی به آن باز می شود که از هواداران یک هنرمند به شمار می آیند، عنوان سواستفاده به خود می گیرد. بهایی هم برای فرد مورد نظر ندارد. نهایتا می توان با کمی تغییر در چهره خود عواطف و احساسات مردم را تحریک کرد و مرکز توجه شد ولو برای مدتی اندک. بهای این شایعه را کسی نمی پردازد جز هوادارن او که همیشه پابه پای او بوده اند . هیچ کس برای این کما و بیماری از هیچ بازیگر و خواننده و هیچ هنرمندی دلیل ومدرک نمی خواهد . به همین راحتی می توان متفاوت شد و به کمک عواطف و بازی گرفتن احساسات مردم، به قله شهرت رسید بی آنکه حتی ریزه سنگها و دامنه های شهرت پیموده شود. این عده حاضرند برای به شهرت رسیدن تا پای مرگ نیز بروند.

 

بیماری و فریم به فریم عکاسی

 

سایتهای شخصی که این روزها مثل قارچ سبز شده اند، هر روز اخبار جدیدی از موزیسین ها در خروجی خود قرار می دهند. عکس هایی از لحظاتی در بیمارستان، زیر سرم با سوزنهایی در دست، یا لباس سبز جراحی پوشیده و روی تختی که به اصطلاح در اتاق عمل است ، دراز به دراز به دنبال ذره ای توجه و رسیدن به شهرتی به دور از هنر و خلاقیت منتشر می شوند. خواسته یا ناخواسته این قبیل سایتها ویترینی می شوند برای هزاران بار دیده شدن این افراد که کاری جز دستبرد به عواطف و احساسات مردم ندارند و در این میان همیشه پای یک خبرنگارنما در میان است . چرا که طبق قراردادهای کلان با موضوعیت به شهرت رساندن خواننده موردنظر، راه را برای سودجویی فردی هنرمند نماها باز می کنند. این خبرنگار نماها همیشه پای ثابت کنسرت های خواننده های مرکز توجه هستند که خود در آستین پرورده اند. همیشه هم سودهای کلان به جیب زده اند بابت انتشار اخبار کذب و برای همین است که این قیبل اخبار همیشه بی آنکه رصد شوند روی ورودی سایتها قرار می گیرند.بارها و بارها شاهد چنین نیازمندانی بوده ایم که با عکس های خود از این زوایه شهرت گدایی می کنند و به دنبال اندکی توجه هستند.

 

تصادف های تخیلی و به در بردن جان سالم

 

همیشه تصادف می کنند و همیشه هم جان سالم به در می برند و طفلک این مردم هستند که پابه پای این خبر کذب، غصه می خورند و در خلوت گاه و ناگاه خود اشک می ریزند.

 

روزی نیست که تصویری از ماشینهای چپ شده در سایتهای خبری منتشر نشود و در هر بار خبر از چپ شدن و شاخ به شاخ شدن شهرت طلبان به گوش مخاطب نرسد. جالب اینجاست که این عده صرفا بانداژ کردن سر و دست و صورت را دلیلی بر این مدعا می دانند و عکسهایی با این مدارک به یادگار می گیرند و دل هر بیننده ای را به درد می آورند.

 

اخبار دروغی از همکاری های چند جانبه با خواننده های خارجی

 

یک روز خبر می رسد فلان خواننده در همکاری با فلان خواننده خارجی قرار است آلبومی را در ایران منتشر کند. روز دیگر خبر از قطع همکاری او به گوش می رسد . اما نهایتا آنچه شنیده می شود، میکسی از یک قطعه از خواننده خارجی است که حتی نام خواننده فوق الذکر را نیز تاکنون نشنیده است و این نیز شکلی دیگر از کلاهبرداری هنری است که هر روز نیز به تعداد آن افزوده می شود. یکی از همکاری خود با انریکه خبر می دهد و دیگری عکسی با یانی به یادگار می گیرد که بعدها کاشف به عمل می آید این عکس فتوشاپی بیش نبوده است. گاهی پا را ازاین نیز فراتر گذاشته و خبر از برگزاری کنسرت مشترک با یکی از آنها در دیار غربت به گوش می رسد . این دوستان به اصطلاح هنری به این موضوع فکر نمی کنند که روزی تمام نقشه هایشان بر آب شود و همه متوجه دروغهای نهادینه شده و طراحی شده آنها شوند. جامعه هنری آن قدر کوچک است که دروغها زود برملا می شوند و می توان به راست یا دروغ بودن یک خبر به سرعت برق و باد پی برد.

درست است که جنجال خبری می تواند در زنده نگه داشتن شهرت یک خواننده تاثیربسزایی داشته باشد اما این دلیل نمی شود به این بهانه عواطف مردم ابزاری شود برای درآمدزایی عده ای که برایشان مهم نیست این درآمد ، دستمزد واقعی اشان است یا نانی است به نرخ جان دیگران؟

 

منبع : کافه آرت
تمامی حقوق این سامانه متعلق به نوای فارس می باشد
پشتیبانی : شرکت فناوری اطلاعات و ارتباطات آفتاب

عضویت : telegram.me/joinchat/AzEeHDus0u0ht5Y_Qi2E0Q